تبليغاتX
ورود پسرا ممنوع

شبهای عشق اينجا، شبهای عشق تهران:

 

 روز ولنتاين (Valentines Day) يا همون "روز عشاق" خودمونه....

بروبچ تو ايران که اينو ميخونن، ديگه الان وقتش شده که برن واسه زيد عزيز يه چيزی بگيرند...

ميگن ما اين روز رو از خارجی‌ها گرفتيم... يادتونه بانوی آواز ايران(هايده)ميخوند:

 

يه امشب شب عشقه

همين امشبو داريم

 

چرا قصه‌ی دردو

 واسه‌ی فردا نذاريم

 

بعضی‌ها ميگن پس چرا تو تقويمتون ننوشته.... خوب دليلش اينه که برای ايرانيها... همه شب... شب عشقه......

ميخوام ليست اتفاقاتی رو که برای يک پسر خارجی در يوم‌ الله ولنتاين ميفته با اتفاقهايی که واسه يک پسر تهرونی ميفته مقايسه کنم.

 

پسرخارجی:

  • وقتی صبح ميره دانشگاه يا ميره سر کار، تمام مدت راجع به اينکه شبش ميخواد چيکار کنه، با دوستاش حرف ميزنه...
  • وقتی کارش تموم شد، ميره ميگرده دنبال شکلات و مخلفات شب ولنتاين.
  • اين قسمت ۲ حالت داره . يا قراره با دوست دخترش يه جايی بيرون، يا اينکه قراره دوست‌دخترش بياد خونش.
  • اگر با دوست ‌دخترش برن بيرون، که احتمالاً يک رستورانيه با اسم ايتاليايي، ميشينن و با هم حرفهای عاشقانه ميزنند که آدم حالش به هم ميخوره. بعد از ساعتها که با هم دل و قلوه ترکونند و راجع به شراب سر ميز بحثهای علمی‌شون تموم شد. پسر کادوش رو در مياره که ۱۰۰٪ يک دست Lingerie  ...دختر هم که هرسال از همينها گرفته خيلی خوشحال ميشه که ميفهمه چقدر همه پسرا خرن. و بعد راه ميفتن ميرن به طرف خونه دختره که برسوننش... و احتمالاً هم ننه بابای دختره خونه نيستند...
  • اگر قرارباشه که بيان خونه‌ی پسره، آقا راه ميفته و ميره دنبال دختره و مياردش خونشون... با هم سر ميز غذايی که اون پسر بدبخت با ۱۰۰۰ زحمت و بدبختی درست کرده ميشنن... اين قسمت شبيه قسمت بالاست و بعد از اينکه کادوی دختر رو بهش داد ، راه ميفتن ميرن در خونه دختره که برسوندش... و احتمالاً هم ننه بابای دختره خونه نيستند...
  • اينجا ديگه رسيدند در خونه دختره و  خداحافظی .... ازاينجا به بعد ديگه ميدونيد چی ميشه.

 

پسرتهرونی:

  • از خونه مياد بيرون.....ميره دانشگاه.... بعد از ۲-۳ ساعت دودره ميکنه...
  • چون کاری نداره...ميره تو خيابون فرشته۲-۳ دور ميزنه.....۷-۸ تا شماره به هرچی دختره اُسکل تو اونجا هست ميده..فقط هم برای ارضای حس اعتمادبنفس شماره ميده...
  • ميره ايران زمين..... ۷-۸ تا شماره هم اونجا ميده...
  • ميره دنبال زيد عزيزش.... باهم ميرن بيرون.... ميرن يه کافی‌شاپ ميشينن و پسر يه کادوی باحال به زيدش ميده...
  • ميره دختره رو برسونه خونشون...و حالااينجا ۲ حالت داره...
  • اگه بسيج يا کميته بگيره که يه ذره التماس و خواهش ميکنه و بعد راضيشون ميکنه ..ولی ميگن دختره رو بزاره ولی خودش بره.... به برادران بسيجی ميگه "روز عشاق مبارک.... داف مال شما"
  • اگه گشت‌ويژه بگيردشون که احتمالاً  فارسی هم بلد نيستند... چون همه اين گشت ‌ويژه‌ها عربند...‌ ميبردشون منکرات و چوب در آستين هم دختره ميره و هم پسره....

 ولی بازم با اين حال... تهرون شهر عشقه

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 21:13 توسط دخترهای جیگر |

اين تست روانشناسي  منسوب به  زيگموند فرويد مرحوم پدر علم روانكاوي است.

 

براي انجام اين تست فرض كنيد كه در خانه هستيد و اين  پنج اتفاق به صورت  همزمان براي شما پيش مي آيد.

 

1- تلفن زنگ ميزند

2- بچه تان گريه ميكند.

 

3-يكي در خانه را مي زند و صدايتان ميكند.

 

4- لباس ها را بيرون روي طناب پهن كرده ايد و باران ميگيرد .

 

5- شير آب را در آشپز خانه باز گذاشته ايد و آب دارد سر ريز ميشود.

 

خب حالا با اين وضعيت شما به ترتيب كدوم كار ها رو انجام ميديد، يعني از شماره ي 1 تا 5 رو با چه اولويتي انجام ميدهيد؟

 

اولويت هاي خود را تعيين كنيد و براي تحليل آن همين  پايين را ملاحظه بفرمائيد.

 

 .

.

.

.

.

.

.

.

 تعبير:

 

هر يك از 5 مورد بالا نشون دهنده يكي از جنبه هاي زندگي شماست.

 

 

 

1- زنگ تلفن،  نشانه شغل و كار شماست.

 

2- گريه بچه،  نشان دهنده خانواده است.

 

3- زنگ در خانه ، نشان دهنده دوستان شماست.

 

4- لباس ها، نشان دهنده پول است.

 

5- سر رفتن آب، نشون دهنده ميل جنسي (Sex ) است.

 

 

 

ترتيب انتخاب هاي شما نشون دهنده اولويت هاي ذهن شما در زندگي است




+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 23:27 توسط دخترهای جیگر |

(البته در مورد همه صدق ...........)
پسراي امروزي مثل گوسفند هستند:هر وقت بخواي ميتوني کمي بهشون آب بدي و سرشون رو ببري

پسراي امروزي مثل زالو هستند:وقتي به پدر و مادرشان ميچسبند خونشان را نميمکند

پسراي امروزي مثل جغد هستند:هر جا پيداشون ميشه با خودشون نحسي ميارن.

پسراي امروزي مثل زنبور هستند:24 ساعته دور گل(يعني خانومها!)ميگردن و صداي وز وزشون همه رو کلافه ميکنه

پسراي امروزي مثل سگ هستند:ديگه گوشت نميخوان،دنبال استخوان افتادن!!!!!!!(نکته کنکوري)

پسراي امروزي مثل الاغ هستند:براحتي سواري ميدن تا هر وقت که بخواي

پسراي امروزي مثل سوسک هستند:تنها تو جاهاي کثيف ميتوني پيداشون کني.

پسراي امروزي مثل جير جيرک هستند:شبها رختخوابشون شروع به جير جير ميکنه.

پسراي امروزي مثل عنکبوت هستند:هر جا ميرن چترشونو باز ميکنن

پسري امروزي مثل قورباغه هستند:زبانشون از قدشون بلند تره

پسراي امروزي مثل کلاغ هستند:خيلي زشتند اما به چيزاي قشنگ علاقه زيادي دارند

پسراي امروزي مثل خروس هستند:اونقدر سر و صدا ميکنند که همه توجهشون جلب بشه

پسراي امروزي مثل کفتار هستند:هم نفرت انگيز هستند هم موذي هم منفعت طلب هم ترسو

ودر آخر...پسراي امروزي مثل کرم تينيا ساژيناتا هستند:هيچوقت و در هيچ شرايطي نميتوانيد با انها

زندگي مسالمت اميز داشته باشيد

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 14:4 توسط دخترهای جیگر |

بهانه‌هاي پسرانه

ده تا از بهترين بهانه‌های دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!

1- تو برای من مثل خواهر می‌مونی! (يعنی:خيلی زشتی!)

2- فاصله سني‌مون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی!)

3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی زشتی!)

4- من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (يعنی:خيلی زشتی!)

5- دوست دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی!)

6- من با خانمهای همکارم بيرون نمی‌رم. (يعنی:خيلی زشتی!)

7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی!)

8- من الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی!)

9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی!)

10- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (يعنی: بطور وحشتناکی زشتی!!!!)

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 14:1 توسط دخترهای جیگر |

 یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ... یه کم که درس خونند بلند می شند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت می رن میشینند فکر میکنند. وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق می زنند یه کم بر اندازش می کنند وزنش میکنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگن تا ساعت فلان این قدر میخونم تا ساعت فلان این قدر و بعد میرن استراحت کنند. حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارند برن بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا می شن میرند سر کتاباشون . همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند ( لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون می یاد بعد از نیم ساعت دو باره می رن استراحت بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده دو باره می رن درس بخونند این لار می خونند یه چیزهایی هم یاد می گیرند ولی چیزهای که یاد نمی گیرند را می زارند فردا از دوستاشون بپرسند یه کم به معلمشون فحش می دند می گند اینارو درس نداده خلاصه آخرش نمی رسند کتاب را تموم کنند فردا میرند می بینند دوستا شون یه چیزایی می گن که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودن یادشون میره به همین سادگی

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 14:16 توسط دخترهای جیگر |

۲8 دلیل برای این که به زن بودن خود افتخار کنید


۱- نام هر گل و زیبایی در طبیعت است را روی شما می‌گذارند.
2- هنگامی که رنگ پریده یا بیمار هستید با کمی وسایل آرایش می‌توانید خود را زیباتر کنید و هیچ کس هم از شما ایرادنمی‌گیرد( کاری که بسیاری از آقایان مد روز یواشکی انجام می‌دهند).
3- تمام شاعران ایران زمین در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروی شما را ستوده اند.
4- مجبور نیستید سر کار بروید و پول یک ماه کار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبیا بخرید.
5- به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گریه می کنید و غم و غصه هایتان را در دل جمع نمی کنید تا سکته کنید.
6- عمرتان بسیار طولانی است.

7- آنقدر حرف برای گفتن دارید که هرگز کم نمی‌آورید.
8- همیشه یک عالمه دوست و رفیق ناب دارید و کمتر گرفتار رفیق ناباب می شوید.
9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمی کنید.
10- بزرگ شده اید و کمتر برای طرفداری از تیم قرمز و آبی یا این حزب و آن حزب جلز و ولز کرده و کرکری می خوانید.
11- ریش و سبیل ندارید که موقع آب خوردن قبل از خودتان سبیلتان آب بنوشد.
12- عشق و هنر ابداع شماست.
13- همیشه جوان تر از سنتان هستید و هیچ کس نمی داند شما چند ساله اید.
14- از سن 9سالگی به بلوغ عقلی و جسمی می‌رسید و حالاحالاها بایدبدوند تا به پای شما برسند!.
15- بهشت زیر پای شماست.
16- اگر موهایتان مرتب نبود یا وقت برای مرتب کردنشان نداشتید، با سرکردن یک روسری قضیه حل است.
17- همیشه در کیفتان آینه دارید و موقعی که در سلف سرویس دانشگاه قورمه سبزی می‌خورید یک دانه لوبیا لابه لای سبیلتان جا خوش نمی کند.
18- همیشه تمیز ونظیف و خوشبو هستید.
19- به وزنتان اهمیت می دهید و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمی شود.
20- همیشه مقداری پول برای روز مبادا دارید که جز خودتان هیچ کس از جای آن خبر ندارد.
21- مجبور نیستید از این خانه به آن خانه بروید و خواستگاری کنید، مثل خانمها در خانه می‌نشینید تا دیگران با کلی منت و خواهش و التماس و گل و هدیه!!! از شما اجازه ی حضور بگیرند.
22- می‌توانید موهایتان را بلند یا کوتاه کنید و هر نوع لباسی که دوست داشتید بپوشید از شلوار تا دامن... و هرنوع کفشی را بپسندید به پا کنید از اسپرت تا پاشنه سه سانتی و بالاتر.
23- مجبورنیستیدبارهای سنگین را جابه جا کنید یا تن به مشاغل سخت و پایین بدهید چراکه شما یک خانم هستید!.
24- حق تقدم با شماست.
25- مرد از دامن شما به معراج می رود.
26- هرگز از فرط خشم نعره نمی کشید و از فرط حسادت کبود نشده و خون راه نمی اندازید.
27- نیم بیشتر صندلی های دانشگاه ها را شما تصاحب کرده اید.
28- ضعیف کش نیستید و دق و دلی رئیس اداره تان را در خانه خالی نمی کنید.
... و اگر خوب فکر کنید می بینید که صدها دلیل محکم دیگر وجود دارد که شما به زن بودن خود افتخار کنید

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 15:4 توسط دخترهای جیگر |

 سالگرد ازدواج

۱) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.

۲) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

روز زن

۱)زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه

۲)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)


روز مرد

۱) زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.

) مرد: حالا اشکال نداره عزیزم، سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی میاد)

40روز بعد از تولد بچه

۱) زن: وای مامانی بازم گرسنه هستی؟ (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی؟

۲)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم، راستی عزیزم شیر خشک چقدر خوشمزه است؟)

40
سال
 بعد
۱)زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم

۲)مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم ؟

2
ثانیه قبل از مرگ

۱) زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم

۲) مرد: گشنمه                                   



وصیت نامه
۱) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم و نثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
۲) مرد

: شب هفتم قرمه سبزی بدید!

اون دنیا
۱)زن : خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدا نکنید، نه... نه... عزیزم... خدایا به خاطر من...
(
و سر
 انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)

۲)مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 22:35 توسط دخترهای جیگر |

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني ي
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند - نکته کنکوري
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند
يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 23:28 توسط دخترهای جیگر |

پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.

 وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه.

 ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی میکنه.

 مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه.

 به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه. برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم.

 به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو ، آی کیف می کنه که مرد شده .

 دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه

 سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه. خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .

 شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) .

 وای وای وای... نگو خواهر... ... (این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه .

 آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد.

 هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......

 کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد

. فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه. پس اول از همه موهاشو بلند می کنه. بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه. بعدشم یه دمب اسبی و... تمام.

 دخترکش شد اروای عمهاش

 "هدف ما جلب رضایت شماست"

 این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن .

 بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره.

 سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی...  می شه مث کلاه قرمزی...

موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره. نماد خودشه و دختری که انشالا اونروز باهاش آشنا می شه.  عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟                                  

  یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه .

 بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .

 اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...

 ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن.

 می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه

 بله...

 آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده .

 شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری...

می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره .

 بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان...

 که می فهمن بله... آقا ایدز داره.

 وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه :

 یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد .

 و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه :

دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم ...

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 23:10 توسط دخترهای جیگر |


اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماری:
۱- گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.
۲- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
۳- تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .
۴- ايستادن زياد رو به روی اينه.
۵- استفاده از جملاتی شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
۶- مخالفتهای پی در پی.
۷- پايين بردن شخصيت دختران برای تقويت روحيه.
۸- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن
۹- روزی ۵۰ دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون
۱۰- خواندن کتابهايی از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژی درمانی
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 23:4 توسط دخترهای جیگر |

هر ادمی ممکن است پسر شود اما هیچ پسری ممکن نیست ادم شود
نویسنده های گل این وبلاگ
الهام جون متولد 24/6/سالش بمونه
پریسامتولد 27/5/ بازم سالش بمونه
پسر جماعت لیاقت نداره

Home
Email
Night Skin